![]() |
![]() |
|
| روزهاي زندگي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 14:17 توسط لادن مهدي ساغر |
|
اسمون چقدر قشنگه . اون پرنده رو ببین بابا
تهم رو خیلی دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 13:51 توسط لادن مهدي ساغر |
|
![]() ساغر جان امروز ۲۲ مهرماهه عزیزکم . دختر جونک من و بابا شما دیگه بزرگ شدی .مثل باد این ۱۰ ماه گذشت . حالا که باهات صحبت میکنیم با اون چشمهای مهربونت نگاه میکنی و میفهمی که ما چی میگیم . قشنگ چهاردست و پا راه میری از دیوار و تخت میگری و می ایستی عاشق تلفن و کنترل تلوزیونی . با ما سر سفره میشینی و همه غذات رو می خوری . من و بابا خیلی دوستت داریم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:52 توسط لادن مهدي ساغر |
|
|
دخملم تاج سرم بزرگ شی ازت عکس قجری میگیرم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:39 توسط لادن مهدي ساغر |
|
دخملمون خدای ژسته دیگه .فسقلی این روزا دیگه قشنگ وایمیسته و چهار دست و پا می دوه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:24 توسط لادن مهدي ساغر |
|
|
قربونه دخترم برم که از ۹ ماهگی لی لی حوضک رو بلده بازی کنه . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:15 توسط لادن مهدي ساغر |
|
خوب مامان و بابای قجری دختر شلته تومانی مثل من میخوان دیگه !!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:6 توسط لادن مهدي ساغر |
|
عزیزکم ایشاله مثل مامان و بابا عاشق کتاب بشی
مامان نمیدونم چرا کتاب ورق نمی خوره ۲ساعته دارم این صفحه رو میبینم!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 16:58 توسط لادن مهدي ساغر |
|
تخت سلیمان ۲۶ شهریور . مامان بریم اونطرف رو هم ببینیم.دخمل گلم تو این سفر یک روزه اصلا گریه نکرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 16:50 توسط لادن مهدي ساغر |
|
خوب نوبتی بیاین جلو ماساژتون بدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 16:33 توسط لادن مهدي ساغر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1389 تیر 1389 خرداد 1389 |
|
RSS
|